چرا باید روی رضایت از زندگی کار کنیم ؟
چند سال پیش فکر میکردم جواب خیلی از سؤالهای زندگی رو پیدا کردهام. هدفم مشخص بود: پزشک شدن. با خودم
میگفتم اگر به این هدف برسم، بالاخره احساس رضایت و خوشبختی خواهم کرد. برای همین سالها تلاش کردم، درس
خوندم و سختیهای زیادی رو پشت سر گذاشتم.
بالاخره هم به هدفم رسیدم. پزشک شدم؛ همون چیزی که سالها براش جنگیده بودم. اما بعد از مدتی متوجه شدم اتفاقی
که انتظارش رو داشتم نیفتاده. نه اینکه ناراضی باشم یا از شغلم بدم بیاد، اما اون حس عمیق رضایتی که فکر میکردم
بعد از رسیدن به این موفقیت سراغم میاد، وجود نداشت.
اگر رسیدن به هدفی که سالها براش زحمت کشیدم »؟ پس مشکل کجاست « : اون روزها مدام از خودم میپرسیدم
نتونسته اون حس رضایت رو به من بده، پس واقعا رضایت از زندگی از کجا میاد؟
همین سؤال باعث شد وارد دنیای روانشناسی مثبتگرا و بعد هم لایف کوچینگ بشم. هرچه بیشتر مطالعه میکردم،
بیشتر متوجه میشدم که خیلی از ما برای موفقیت تلاش م یکنیم، اما کمتر کسی یاد گرفته برای رضایت از زندگی
تلاش کنه.
خیلی از ما دنبال چیز اشتباهی هستی م
». وقتی فلان اتفاق بیفته، خوشحال میشم « : فکر میکنم اکثر آدمها حداقل یک بار با خودشون گفتن
وقتی دانشگاه قبول بشم…
وقتی ازدواج کنم…
وقتی خونه بخرم…
وقتی درآمدم بیشتر بشه…
مشکل این نیست که این هدفها بد هستن. اتفاقا داشتن هدف خیلی هم خوبه. مشکل اینجاست که گاهی فکر میکنیم
رضایت از زندگی پشت یکی از این هدفها پنهان شده و فقط باید بهش برسیم تا همه چیز درست بشه.
اما تجربه نشون میده که معمولاً این اتفاق نم یافته. ما به هدف میرسیم، مدتی خوشحال میشیم و بعد کمکم اون موفقیت
تبدیل به بخشی عادی از زندگیمون میشه. بعد هم هدف بعدی از راه میرسه و دوباره همین چرخه تکرار میشه.
چون رضایت از زندگی روی همه چیز اثر م یذاره
شاید بعضیها فکر کنن رضایت از زندگی فقط یک احساس خوبه؛ چیزی شبیه خوشحالی یا هیجان. اما واقعیت اینه که
تأثیرش خیلی عمیقتر از این حرفهاست.
وقتی از زندگی خودمون راضی باشیم، معمولاً انرژی بیشتری داریم، با آدمها بهتر ارتباط برقرار میکنیم و راحتتر از
پس مشکلات برمیایم. حتی وقتی شرایط سخت میشه، امیدمون رو زودتر پیدا میکنیم و کمتر احساس میکنیم که
زندگی از کنترل خارج شده.
از طرف دیگه، وقتی رضایت از زندگی پایین باشه، ممکنه همه چیز از بیرون خوب به نظر برسه، اما در درون
احساس خستگی، بیانگیزگی یا حتی پوچی داشته باشیم.
چون زندگی فقط رسیدن به مقصد نیس ت
یکی از مهمترین چیزهایی که در این سالها یاد گرفتم اینه که زندگی فقط رسیدن به مقصدهای مختلف نیست. اگر قرار
باشه همیشه رضایت خودمون رو به آینده موکول کنیم، احتمالاً هی چوقت به اندازه کافی راضی نخواهیم شد.
رضایت از زندگی به ما کمک میکنه علاوه بر اینکه برای آینده تلاش میکنیم، از مسیر هم لذت ببریم. کمک میکنه
متوجه چیزهای خوبی بشیم که همین الان در زندگیمون وجود دارن؛ چیزهایی که گاهی آنقدر بهشون عادت کردیم که
دیگه نم یبینیمشون.
چون هی چکس به جای ما این کار رو انجام نم یده
واقعیت اینه که هیچ شغل، مدرک، درآمد یا موفقیتی به تنهایی نم یتونه رضایت از زندگی رو به ما هدیه بده. این چیزی
نیست که یک روز ناگهان به دستش بیاریم. رضایت از زندگی نتیجه انتخابها و نگاهیه که هر روز داریم.
هرچقدر زودتر این موضوع رو بفهمیم، احتمال اینکه زندگی رضایتبخشتری رو تجربه کنیم بیشتر میشه. چون به
جای اینکه منتظر یک اتفاق بزرگ در آینده باشیم، یاد میگیریم از همین امروز روی کیفیت زندگیمون کار کنیم .
جمعبند ی
اگر از من بپرسید مهمترین چیزی که در مسیر پزشک شدن، لایف کوچ شدن و مطالعه رضایت از زندگی یاد گرفتم
چیه، احتمالاً میگم اینه که رضایت از زندگی یک جای دور در آینده نیست.
سالها فکر میکردم وقتی به هدف خاصی برسم، بالاخره احساس رضایت خواهم کرد. اما بعدها فهمیدم رضایت بیشتر
از اینکه به اتفاقات بیرونی وابسته باشه، به نحوه نگاه ما به زندگی بستگی داره.
شاید به همین دلیله که معتقدم همه ما باید روی رضایت از زندگی کار کنیم. نه فقط برای اینکه حال بهتری داشته باشیم،
بلکه برای اینکه وقتی به زندگی خودمون نگاه م یکنیم، احساس کنیم واقعا زندگی کردهایم، نه اینکه فقط از یک هدف به
هدف بعدی دویده باشیم.