آیا در این شرایط میشه از زندگی راضی بود ؟
چند وقت پیش یکی از مراجعانم توی جلسه گفت:
»؟ با این شرایطی که الان توی کشور وجود داره، واقعا میشه از زندگی راضی بود «
سؤالش قابل درک بود. این روزها خیلی از ما با نگرانیهای مختلفی درگیر هستیم. از اخبار جنگ و ناامنی گرفته تا
تورم، مشکلات اقتصادی و ابهام نسبت به آینده .
شاید شما هم گاهی با خودتون فکر کرده باشید:
»؟ الان وقت حرف زدن از رضایت از زندگیه «
»؟ مگه میشه با این همه مشکل از زندگی راضی بود «
قبل از جواب دادن به این سؤال، بیاید یه نکته مهم رو روشن کنیم.
رضایت از زندگی به این معنی نیست که همه چیز خوب باشه.
به این معنی نیست که هیچ مشکلی وجود نداشته باشه.
به این معنی هم نیست که آدم ناراحتی، نگرانی یا اضطراب رو تجربه نکنه .
رضایت از زندگی در واقع ارزیابی کلی ما از زندگی خودمونه. یعنی وقتی به زندگی خودمون نگاه م یکنیم، در مجموع
چه احساسی نسبت به اون داریم.
بعضی افراد تصور میکنن رضایت از زندگی کاملاً وابسته به شرایط بیرونیه .
یعنی با خودشون میگن:
». وقتی اوضاع اقتصادی بهتر شد، راضی میشم «
». وقتی نگران یها تموم شد، آرامش پیدا میکنم «
». وقتی آینده قابل پی شبینی شد، حالم خوب میشه «
اما یه سؤال مهم وجود داره.
آیا همه افرادی که در همین شرایط زندگی میکنن، به یک اندازه از زندگی ناراضی هستن؟
هست. » نه « احتمالاً جواب این سؤال
همه ما افرادی رو دیدیم که با وجود مشکلات زیاد، هنوز امید دارن، برای زندگیشون تلاش میکنن و تا حد زیادی از
زندگیشون راضی هستن.
از طرف دیگه افرادی هم وجود دارن که با وجود امکانات بیشتر، رضایت کمتری از زندگی تجربه میکنن.
این موضوع نشون میده که رضایت از زندگی فقط به شرایط بیرونی وابسته نیست.
البته این حرف به این معنی نیست که شرایط اقتصادی، اجتماعی یا امنیتی مهم نیستن. قطعا این عوامل روی کیفیت
زندگی ما تأثیر میذارن و نمیشه اونها رو نادیده گرفت.
اما اگر تمام رضایت زندگیمون رو به شرایطی گره بزنیم که خارج از کنترل ما هستن، عملاً اختیار حال خوبمون رو
هم به همون شرایط سپردیم.
در ادامه جلسات، اون مراجع متوجه شد بخش زیادی از انرژی ذهنیش صرف چیزهاییه که هیچ کنترلی روی او نها
نداره؛ اخبار، پیشبینیهای نگرانکننده و اتفاقاتی که هنوز رخ ندادن.
برای همین تصمیم گرفت بخشی از تمرکزش رو روی چیزهایی بذاره که هنوز در کنترلش هستن.
رسیدگی به سلامت جسمش.
وقت گذروندن با خانواده.
ادامه دادن اهداف شخصی و کاریش.
محدود کردن دنبال کردن اخبار.
و انجام کارهایی که به زندگیش معنا میدن.
چند هفته بعد شرایط کشور تغییر نکرده بود. هنوز خیلی از نگرانیها وجود داشتن. اما خودش میگفت احساس میکنه
کنترل بیشتری روی زندگیش داره و حالش نسبت به قبل بهتر شده.
واقعیت اینه که در روزهای سخت، رضایت از زندگی اهمیت بیشتری پیدا م یکنه.
نه به این خاطر که مشکلات رو فراموش کنیم؛ بلکه به این خاطر که اجازه ندیم مشکلات تنها بخش زندگی ما باشن.
همه ما در زندگی با شرایطی روبهرو میشیم که خارج از کنترل ما هستن. اما همیشه بخشهایی از زندگی وجود دارن
که هنوز میتونیم روی او نها اثر بگذاریم.
روابطمون.
سلامت جسم و روانمون.
نحوه فکر کردنمون.
هدفهایی که برای خودمون تعیین میکنیم .
و معنایی که به زندگی میدیم .
»؟ چه زمانی همه چیز درست میشه « شاید در این روزها مهمترین سؤال این نباشه که
شاید سؤال بهتر این باشه:
»؟ من امروز، با وجود همه این شرایط، چه کاری میتونم انجام بدم که زندگی رضایتبخشتری داشته باشم «
پاسخ به همین سؤال میتونه اولین قدم برای افزایش رضایت از زندگی باشه؛ حتی در روزهای سخت و پرابهام.